عزت الله مولايى نيا همدانى
11
نسخ در قرآن ( فارسى )
نموده و نقش اساسى را ايفا نمايند . بدين سبب مىبينيم كه در جاى جاى اين مبحث ، تمامى كاوشها و تلاشهاى علمى ، به مباحث فقهى و اصولى برمىگردد « 1 » . اصولا هر فقيهى در ميدان استنباط اگر بخواهد فتوا دهد ، به ناچار بايد آيات قرآن را كه اولين ، معتبرترين و مطمئنترين منبع استنباط احكام مىباشد از حيث دلالت ، مقاصد و ناسخ و منسوخ بودن ، مورد بحث و بررسى جدّى قرار دهد . طبيعى است كه فقيه ، پاسخ اين مسائل را كه آيا آيهاى دلالت دارد يا ندارد ، حكمش منجز است يا نه ، در دلالتش ظهور دارد يا منصوص است و . . . ؟ را از دانش قانونمند « اصول فقه » مىگيرد . اين دانش پرمايهء اصول است كه در اين معركهء پر ازدحام ، ميداندارى مىنمايد و علم اصول نيز ، دريافتههاى قرآنى خويش ، مديون حوزهء تفسيرى بوده و از اندوختههاى مفسران گرانسنگ ، خوشه چيده و به يافتههاى آنها اعتماد مىنمايد « 2 » . بنابراين ، هر سه علم ( تفسير ، فقه و اصول فقه ) به دانستن مباحث « نسخ » در فرايند تفسير آيات قرآن و احكام حلال و حرام محمد - صلّى اللّه عليه و آله - شديدا نيازمند بوده و بدون شناخت كامل از آن ، هيچ كارى از پيش نمىبرند . در نتيجه ، فقيه در مقام افتاء ، قضا ، ولايت و رهبرى امت ، بر شناخت دانش « نسخ » در قرآن تكيه داشته و بدون آن ، در هيچ يك از عرصههاى سهگانه نمىتواند نقش صحيحى ايفا نمايد « 3 » . ج - اهميت نسخ در مباحث كلامى در بعد اعتقادى و مبانى كلامى نيز پرواضح است كه اهميت نسخ در علم كلام و اصول اعتقادى اسلام ، قابل انكار نيست ؛ چون احكام اسلام تنها در انحصار
--> ( 1 ) آرش مردانىپور ، نسخ در قرآن ، صحيفه مبين ، شماره 6 و 7 ، تابستان و پائيز 1375 ه . ش . ص 46 . ( 2 ) على حسن ، العريض ، پيشين ، صفحات 6 ، 9 و 10 به نقل از مناهل العرفان ، عبد العظيم زرقانى ، ج 2 / صص 173 - 176 . ( 3 ) على حسن العريض ، پيشين ، ص 10 ، با توضيحى از نگارنده .